مدح و وفات حضرت معصومه سلاماللهعلیها
دویـد سـمت بـرادر، ولی نه چون زینب کـشـید درد مکـرر، ولی نه چون زینب چــقــدر آرزوی دیــدن بـــرادر داشــت صـدا زد آه بـرادر، ولی نه چون زینب تــمــام راه بـه شـــوق بـــرادرش آمـــد به حال خسته و مضطر، ولی نه چون زینب به پاس مـقـدم او شهر غـرق غـوغا شد رسید بر سر معبر، ولی نه چون زینب اسیر غربت و غم شد که زخم این هجران نداشت مرهم دیگر، ولی نه چون زینب به زیر بـارش سـنگ مـصیبت و انـدوه شکسته شد دل خواهر، ولی نه چون زینب مریضه شد به لبش جان رسید و در این راه نفس بریده شد آخر، ولی نه چون زینب چه بانویی که «وفایی» به پیش موج بلا صبور بود و دلاور، ولی نه چون زینب |